جوجه ی منگل!

١

حالا دیگه فقط من و مهربون همسر تو خونمون زندگی نمی کنیم.....یه نفر یا البته بهتره بگم دو نفر دیگه هم به جمع ما اضافه شدن....!

 

دیروز که رفتم لباسا رو روی بالکن پهن کنم یهو یه کبوتر فوق العاده چاق و چله پرواز کرد و من شیش متر از جام پریدم ...بعد همینطور که رفتم رخت آویز رو علم کنم دیدم که گوشه بالکن یه آشیونه چوبی درست شده و یه دونه تخم توشه....! خیلی حس بامزه ای بود....بعد هم هی تا شب یواشکی و به عناوین مختلف به بالکن سر می زدم و می دیدم که کبوتره بیچاره روی جوجه اش خوابیده! البته هر دفعه که من در بالکن رو بیخودی باز می کردم تا از نزدیک خوابیدن یه پرنده رو روی تخم ببینم اون بدبخت فرار می کرد....

(امروز صبح)
- ببین عزیزم این کبوتره الان روی بالکنه..... باید هم یه عالمه روز روی این تخم بشینه تا جوجه اش دربیاد....اگه می خوای بچه ی این بنده خدا منگل نشه هی نرو روی بالکن.....

- آخه فکر کن....چقدر باحال می شه تماشای یه جوجه منگل....خداوکیلی تا حالا دیدی....فکر کن...یه جوجه که اشتباهی هی لنگ بزنه و هرازگاهی قاه قاه بخنده.....!

٢

کلا با این دستگاه های ورزشی که توی پارک ها گذاشتن حال می کنم....چون هم می تونن برای دقایقی کنجکاوی آدمو برای کشف یه سری وسیله ورزشی جدید ارضا کنن هم اینکه بالاخره سرگرم شدی و این وسط ورزشی هم کردی... پیشنهاد می کنم آخر شبا که هم هوا عالیه و هم پارک ها خلوت ازشون استفاده کنین....بعضیاش خیلی توپه!

٣

پیشنهاد اکید می کنم که کتاب "خاک غریب" نوشته جومپا لاهیری نویسنده هندی-آمریکایی رو بخونین... همون نویسنده ای که پیش از ان "مترجم دردها" و "همنام" رو نوشته بود و اونایی که کتاب فوق العاده زیبای "خوبی خدا" رو خوندن حتما داستان کوتاه "بهشت- جهنم" رو هم از لاهیری توش خوندن....

 

"خاک غریب" رو هم مثل بقیه کارهای لاهیری "امیرمهدی حقیقت" ترجمه کرده که ترجمه اش معرکه است... حتی به جرات می تونم بگم که نسبت به کارهای قبلی اش هم بهتره...به نظر می رسه که دیگه حقیقت یواش یواش حتی با جزئیات فرنگ و اصطلاحات هندی هم شخصا آشنا شده....اینجا می تونین کلیک کنین و درباره این کتاب از زبان خود حقیقت بخونین....اینجا

یک کتاب دیگه هم که دوست دارم بهتون پیشنهاد خوندنش رو بدم تا ساعات مفرح و کلی معرکه ای رو برای خودتون رقم بزنین "این مردم نازنین" نوشته رضا کیانیانه....کیانیان خاطراتش رو از برخورد با مردمی که توی کوچه و خیابون باهاش سلام علیک داشتن رو نوشته....وااای واقعا بعضی از جاهاش آدمو روده بر می کنه!!!!

شما می تونین اینجا کلیک کنین تا چندین و چندتا از این خاطرات بامزه رو بخونین...

/ 7 نظر / 26 بازدید
مونا

این طور که تو با این هیجان پارک ها رو توصیه می کنی،بعید می دونم دیگه خلوت بمونن[چشمک] چه خوب که بالکنتون دیگه خالی نیست.

دینا

سلام. ل.نه کردن کبوتر اومد کاره. برو حاشو ببر. فقط نزار بترسن. لینکت کردم که در دسترس باشی :)

(دانوش)

سلام خواهری........ خدا نکشه تو رو!! از تصور اینکه یه جوجه منگل بشه هم خندم میگیره هم کلی ناراحت میشم....... البته یه جورایی حس خندیدنش بیشتر میچسبه نه؟؟؟؟؟؟؟ [قهقهه][قهقهه][قهقهه] راستی این کتاب رضا کیانیان رو خیلی دوست دارم زودتر بخونم با توصیفات تو حتما باید خیلی جالب باشه........ مرسی که به وبم اومدی ماچچچچچچچچچچ دوبله و سوبله[قلب][ماچ]

سیامک سالکی

سلام، خوبین؟ 1. چشمتون روشن، امیدوارم مهمونای ناخونده صاحب خونه نشن !!! 2. این دستگاهها خوبه، اما ای کاش بعضی از شهروندای محترم فرهنگ استفاده ش هم یاد بگیرن و این دستگاهها رو با دستگاههای تفریحی شهربازی اشتباه نگیرن ! 3. ممنون از معرفی این کتابا، حتما همه شونو میخرم و میخونم. موفق و سلامت باشید.

مهرنوش

خوبی خدا رو که گفتی رفتم خریدم، در دست خوندنه. تا حالا که خیلی خوب بوده! دستت درست! بعدشم می رم خاک غربت رو می گیرم. راستی باکره و کولی دی اچ لارنسم خریدم. یادمه اون وقتا که بچه های ادبیات تو درساشون می خوندن آدم بی ادبی بود. منم که پایه نویسنده های بی ادب! گفتم یه ناخونکی بزنم بی نصیب نمونم... ولی نسیم جونم راستش من هنوز بی ادب به دوست داشتنی هنری میلر ندیدم! آخ اگه یکی می اومد مدار راس السرطانشو ترجمه می کرد و صلواتی می ذاشت واسه دانلود.... آخ اگه می شد راستی آزمون علمی دکتری قبول شدم، هیجدهم مصاحبه دارم عین چی عصبی ام!! خدا وکیلی خیلی بی لیاقتن اگه منو نگیرن بقیه رو بگیرن!!! مگه نه؟! بیا بهشون بگو! [نگران]

محمد فرامرزی بابادی

بوف كور بوفه كور پرنده هميشه غم خونه هميشه پشت اين خرابه مهمون بوف كور هميشه نفريني و مترود همه ميراث تو از زندگي غم بود نه پر ستويي كه فكر لونه باشي چكاوكي كه دو پرش بهاره بوف كوري همنشين شب وحشت غم خور خرابه هاي خشت پاره كسي درد تو تو هيچ قصه نبرد واسه بغضت هميشگي شعري نسرود واسه تو بوفه هميشه در به در حتي جاي تو يك قفس نبود خوب تو هم پرنده بودي اي غريب چرا هيشكي اين حقيقت و نخواست چرا آسمون به تو جايي نداد آسمون كه عاشق پرنده هاست مرغ نفريني تاريخ شبونه بي كسي منم مثل مي مونه باز تو خوشبختي مثل من كسي داري واسه از اي تو مرئيد به خونه اما هيشكي واسه من غم نخورده ارزشم ارزش برگ بادآورده اونكه مي گفت با من حتي غم رو توي يك گوشه دفترش نبرده

عیسی کشاورز

سلام گشتی سریع در وبلاگ شما زدم بسیار جالببه نظر رسید. دوباره برمی گردم. سری به وبلاگ من بزن.