امروز صبح بابای آزی فوت کرد.....عروسی به هم خورد...................................

/ 6 نظر / 3 بازدید
من و آقامون

افتضااااااااااااااااااااااااااااااااااح شد! بیچاره آزی........... نمیدونم چی باید گفت... اینجور وقت ها با اینکه آدم مطمئنه حتما صلاحی در کار بوده ولی خیلی لجش می گیره. نسیم جان هر چی می تونی پیشش باش و دلداریش بده.

sara

خبر کوتاه و غم انگيزه . از خداوند می خوام که به آزی و خانواده اش صبری جمیل بده و آرزو می کنم که اين دختر با توانی که در وجودش سراغ دارم بتونه با يه مديريت بحران خوب زندگی مشترک رو شروع کنه و نذاره که تلخی رويدادهای اخير شيرينی زندگی مشترک رو به کام خودش و همسرش تلخ کنه. بعضی از رويدادهای زندگی تکرار ناپذيرند و آغاز زندگی در کنار مردی که دوستش داری يکی از اين رويدادهاس . به آزی بگو برايش دعا می کنيم .

yaloosh

خيلی ناراحت شدم...از طرف من بهش تسليت بگو...بايد يه جوری از پسش بر بياد..چاره ای نيست...

مريم

ازقول من بهش تسليت بگو.....خيلی ناراحت شدم...نمي دونم بايد تسليت بگم به خاطر باباش يا تبريک بگم بخاطر عروسيش......

harry haller

تسليت. اين دفعه ديگر جای شوخی نيست. جدی هستم: تسليت.

gelavij

نسیم نميدونم چی بگم. حداقل بهم يه زنگ ميزدی حالا بعد از ۱۰ روز چه جوری به آزی تسليت بگم. کاش به من ميگفتی. حالا هر جوری هست از طرف من هم تسليت بگو و عذر خواهی کن. راستش اصلا نميدونم بايد به آزی چی بگم و چطور تسليت بگم. تو رو خدا يه کاريش بکن و بعد به من خبر بده.