خدا خسته است

گاهی خيال می کنم خوب اين دغدغه ها خيلی کوچيکن..اونوقت آدمايی که دور و برم هستن می گن دغدغه هات کوچيکن چون نمی فهمی چقدر خدا بزرگه!

- ببين چقدر خدا بزرگه که اينهمه کهکشان و ستاره و سياره و ماه و .......آفريده...بعد تو دلت از اين چيزای کوچولو موچولو می گيره.....

من می گم شايد خدا الان بعد اينهمه سال فعاليت روی پروژه های بزرگ خسته است...شايد ديگه حوصله نداره به اين چيزای کوچيک برسه.....شايد خدا کمی مسئوليت هاشو فراموش کرده...کاشکی خدا يکيو داشت که می شد آدم بهش شکايتشو بکنه.....گله کنه.....

شايد هم بايد صبر کرد خدا خستگی در کنه...شايد يه سفر لازم داره....

بنزين هم که گرون شده.................................

خدايا زود باش...عجله دارم...حوصله ام هم سر رفته.........کلی هم کار دارم...مرسی

/ 6 نظر / 5 بازدید
مريم

سلام نسيم جون رسيدن به خير شوش و دانيال خوش گذشت....خدا همه کارها ما را ميبينه تمام حرفهای ما هم ميشنوه....تو نگران نباش.....ولی تصميم گيری را گذشته به عهده خودمون...

آرش

نه بابا اتفاقا همش دنبال جزنياتع. جمع ميشن پيش هم ميشه کليات. بعد خدا يادش ميره!

آرش

جزنياتع مينويسند جزئياته!! ميخونن!!

sara

من می گم شايدم خدا دوست داره گهگاه برای اين مسائل کوچيک سرتو بالا کنی و دعا کنی که زودتر برطرف شه حداقل با اين بهونه می تونه دوباره صورتت رو ببينه . راستی فکر کردی که شايد دلش برای چهره های رو به آسمون ما تنگ شده باشه . به نظر می ياد که ما هم خيلی گرفتاريم و پروژه های کوچيک وبزرگ برامون وقت نگذاشته.

حميد جسمی

باشه بهش ميگم ========= فکر ميکردم بهت خوشگذشته الان شارج شارجی !

حميد جسمی

توضيح دستوری "شارج" مشهديه "شارژ" ه !