خدایا مرسی........

خدا مرسی بابت دست هایی که بهم دادی.....

واقعا مرسی....

که از صبح که بلند می شن تا شب که همراه باهام می خوابن یه ریز در حال کار کردنن....از رو تخته نوشتن و درس دادن....تا مطلب نوشتن های تند و تند و تند و هر روزه....از کار خونه گرفته .......تا این روزا حتی عکس گرفتن.....

اگه این دستا نبودن فکر کنم بیهوده بودم...خدایا یه وقت نگیری شون ازم.....

آخ که چقدر کار دارم..........آآآآآآآآآآآخ!

اصلا یادم رفت که سرمایی هم این وسط خورده بودم ها!!!!!

/ 4 نظر / 5 بازدید
الهام

سلام چطوری دوست جونم سرما خوردگیت خوب شد؟

بریدا

بالاخره این خانوم اومد.گفتم نکنه اتفاقی افتاده.خدا رو شکر که در حال خوش گذرونی بودی. همیشه شاد باشی نازنین[بغل]