آئینه شمعدون

امشب آئینه شمعدونمو تمیز کردم....چه حس خوبی داشت...انگار دوباره زندگیمون از یه صفر تمیز....قشنگ...و پر از آرزوهای دور و دراز شروع شد....

.....همین.....

باور کنین من به همین بهانه های کوچیک شادی توی زندگیم راضی ام.....

به همین یک خروار نقطه ای که بین کلمات مختلفم می ذارم تا تویی که الان داری می خونیش....خودت جای چیزای نانوشته رو پر کنی....

 

/ 9 نظر / 7 بازدید
منتظر کوچولو

سلام گرفتن مطلب ودرک کردن یه نشونه حتی اگه خیلی ها فکر کنن کوچیکه محال نیست و به دید خود آدم اونقدر بزرگ میاد که می تونه زندیگی خودش رو زیر و رو کنه که البته این کار از هر کسی بر نمیاد [دست][دست][دست] [گل][خداحافظ]

ریحانه

سهم شادی تو این زندگی فقط از بهونه هاست.دنیا پر از بهونه است تا ازش لذت ببری.سرخوردن همسایه روی پله,خاموش کردن ماشین بغلی تو ترافیک,در رفتن پاشنه کفش خانم دایی پسر عمو تو عروسی داداشش,...ببین چقدر نقطه تو دنیا واسه شاد بودن هست!

مریم

سلام چطوری؟؟؟؟حالا که ماشین داری بیا به ما هم سر بزن....من که هفته ای یکبار آیینه شمعدونمو پاک می کنم ...ولی!!!!

افسانه

سلام نسیم جان ...این مطلبتم دوس داشتم ...راس میگی منم با هین بهانه های کوچیک کلی دلشاد میشم...با بهانه هایی که شاید کسی آنها را هیچوقت نمیگیرد عزیزم....خوش باشی و پر از بهانه[لبخند][گل]

هری هالر

مسالتن در باب بهانه های کوچک شادی:آیا سفر به چین از فرط کوچکی در جیب جا می شود؟[چشمک]

بریدا

سلام.دوست عزیزم نیامدن تو منو ناراحت نمیکنه.این مدت هم انگار اجباری رفته بودم[نیشخند]دوره ی خیلی سختی بود.در مورد آئینه و شمعدان خیلی خوب نوشته بودی چقدر خوب حستو به ادم منتقل میکنی.من هم اومدم که از صفر شروع کنم.سعی میکنم موفق بشم[لبخند]

خوشگل خانوم

دوست دارم که در تمام جاهای خالی و نقطه ها برات عشق دوستی محبت بزارم و امیدوارم که برات همیشه این ها بماند

بریدا

عروس خانومی که آئینه شمعدون آورده خودش کجاست؟

محمد

من همیشه فکر می کنم نکنه که در ابدیت فرصت تازه کردن آینه شمعدون نداشته باشیم. سخته ، نه؟