۱

وااای نمی دونی لباس عروسم يه دنباله داره که روش با سنگ کار شده...فوق العادست....کلی ذوق دارم زودتر بپوشمش...عکس و فيلمم رو هم سفارش دادم...بابای کمند اميرسليمانی عکاسمونه....عکساش عالين ....شايد بگم برامون ژورنال در بياره ...نمی دونم....آئينه شمعدونم رو هم ديدم.....خوشحالم....

۲

خب...عاليه...اما....چيزه...ببين ....بهتره که فردا بيای کرمان.....بابا حالش خوب نيست...اصلا خوب نيست...شايد بعدا پشيمون بشی..........

۳

سلام...خوبين؟...واقعا حال باباش بده؟

- آره ...وخيم تر از اونی که می شه فکرش رو کرد....شايد نیم ساعت ديگه...شايد هم ۱۰ روز ديگه...بعيده به عروسی برسه...من دو روزه می خوام بهش بگم...نمی تونم......هر طوری هست بياد کرمان.....ضمنا....بگين تمام قرارهای عروسی رو کنسل کنه...همه رو...هيچی سفارش نده..........

۴

ايستادم دم در اتاق.....سخته...مثل هميشه که وقتی خيلی عصبی ام خنده ام می گيره....ببين...يعنی ...نمی دونم...مرگ دست خداست...برو کرمان...قرارهای عروسی رو کنسل کن....همين.....

- چرا همين الان....چرا ؟ چرا؟ چرا؟

۵

الو...اميرسليمانی هستم...عکس می خواين؟؟؟؟
- ا....يعنی...نه...

الو....می ياين برای پروی لباستون.....؟
- می شه تا ۱۰ روز ديگه صبر کنين....يا شايد بيشتر مثلا يک ماه؟

۶

تو فکر می کنی چی می شه؟ من عروسی می کنم؟ نمی کنم؟ بابا چی می شه؟

/ 7 نظر / 3 بازدید
مهدی

۷ نميدونم. شاد باشيد.

لیلی

بعضی وقتها فقط خدا می دونه ... خدا خدا خدا

مريم

بعضي مواقع بايد راضي بود به رضاي خدا.....هر چي خدا بخواد همون ميشه......

sara

تنها چيزی که می تونه اميد بخش روز های سختی باشه اينه که با رفتن يه عزيز از جمع خانواده . يه مرد ديگه داره اضافه می شه . مردی که می تونه حامی خانواده باشه وجای خالی رفته ها رو پرکنه .

من و آقامون

من مطمئن هستم که آزی عروسی می کنه و لازم نیس قرارها رو کنسل کنه

yaloosh

نمی دونم چی بگم اصلا..حرفای سارا خيلی قشنگ بود...

فریال

واقعا غم انگیزه، انشاء الله که به خیر می گذره و همه چی به خوبی جور می شه .