بدتر

تردید...........

................تردید............

تردید.........

 

بدترین درد عالم همین تردیده....قبلاها فکر می کردم سرماخوردگی بدترینه...اما الان.......

/ 8 نظر / 7 بازدید
سپیده

بشکن بشکنه...بشکن من نمیشکنم تو بشکن... تردیدت رو میگم بشکن و ازش عبور کن...... به وبلاگمم یه سر بیاااااااا ماچ

سپیده

بعد مدتهااااا چون عشق خواهری گفت نوشتم

من و آقامون

من هم خیلی وقت ها یادت می کنم نسیم جان... و حتی دلم برات تنگ می شه... شاید....

مهتاب

سلام عزیزم ... من یه مدت طولانی به وبلاگم سر نزدم ... قبول دارم که تردید ادم رو از درون می خوره ... امیدوارم از دیار شک به دیار یقین برسی ...

گوليا

يه طنز روانشناسي در اين مورد است كه مي گويد: از دو سمت الاغي به يك فاصله ظرف غذا و آب مي گذارند و اين حيوان بيچاره به دليل فاصله يكسان با هر دو ظرف مردد مي ماند و گاهي سرش را به سمت راست يا چپ مي كند و در نهايت در همين ترديد و اضطراب آن مي ميرد.

رز

سلام...ظاهرا این تردید تو آن قدر بیخ پیدا کرده که به تردید در نوشتن وبلاگ هم رسیده..تمام راهها به رم ختم میشود...بی خیال...متن هات توی مجله فیلم خیلی عالی هستن همیشه می خونم هر چند موسیقی را بلد نیستم(البته موسیقی را ..هم..بلد نیستم مثل همه چیز)ولی به لطف نوشته های تو کمی با موسیقی ..وحس وحال حاکم بر موسیقی فیلم آشنا شدم بدون اینکه تو را دیده باشم...دوستت دارم

یگانه

سلام دوستم. خوبی؟ تردید مثل خوره است. می خورتت اما هیچ وقت تموم نمی شی. محکوم به خورده شدنی