واقعی تا حدی ترسناک

راستش فقط یه ماه و نیم مونده....مقدار زیادی می ترسم! از همه چی....هم خوشحالم و هم خودمو آماده می کنم برات و هم می ترسم. میدونم که قراره زندگیمو کن فیکون کنی....امیدوارم آروم باشی....خیلی اذیتم نکنی....با هم دوست باشیم....

خدایا میترسم که برای همیشه یا مدت زمان طولانی خودمو فراموش کنم....بی خیال آرزوهام....کارام....و خیلی چیزایی که دوست دارم بشم....خدایا حالا که لطف کردی و دادی....جنبه اش و صبرش رو هم خودت مرحمت کن....بذار جای این ترسها رو امید بگیره.....

/ 2 نظر / 15 بازدید
رز

این ماه پایانی درعین سختی زیباترین ماهه....مثل آماده شدن برای صعود یا پرواز هست پر ازترس وپر ازشوق..قدرش را بدون چون تا چند ماه واقعا نمی تونی بخوابی....ودائما استرس نگهداری از یک کوچولوی بیش ازحد ناتوان راداری...دکترت وبیمارستانت کجاست؟؟اگه رو زایمان طبیعی مصر هستی حتما مطمئین شو که بیمارستان وکادرمامایی اش تجربه این کارراداشته باشند چون اگثربیمارستانهای خصوصی تجربه عملی برای زایمان طبیعی راندارند ودرلحظات آخر با یک بهانه ای به سزارین سوقت میدن ...توصیه من فقط بیمارستان صارم هست موفق باشی گلم