دلم گرفته ای دوست....هوای گریه دارم...

سخت درگیر جشنواره ام...مثل هر سال..نه به صورت آدم وار...بلکه به شکل شبانه روزی...از اون وضعیت ها که موهای ادم درد میگیره بس که زیر روسری می مونه...بس که شبانه روز داری کار می کنی...ترجمه می کنی... و به سختی در این سالن بدون هوا و پنجره برج میلاد نفس بکشی...

ماجراهای حاشیه ای هم که همیشه هست...

یه فیلم عالی دیدم... پرسه در مه...بلعیدمش....نه اینکه فقط ببینمش...لحظه به لحظه اش رو زندگی کردم و موسیقی اش که شاهکار بود و داستانش و لیلا حاتمی و شهاب حسینی اش که عالی بودن....و باز موسیقی و دیالوگ های نابی که از ته ته ته دل اومده بود بیرون...من صد سال به این سالها رو هم دوست داشتم و چند بار باهاش گریه کردم....و برای خیلی چیزهای دیگه...چیزهایی که دیده شد و دیده نشد...

تلخه این روزا ...اما امیدوارم یه جوری تموم شن...اینوری یا اونوری....فرق نداره...درمونده ام....خسته...بریده...

/ 5 نظر / 7 بازدید
Memorialist

خوش به حالتون که جشنواره می تویند برید ! ما که عقده ای شدیم ! چقدر دوست دارم پرسه در مه و خیلی فیلم های دیگرو که امسال تو جشنواره هستن و مطمئنا واسه اکران نیستن رو ببینم ! در هر صورت خسته نباشید و موفق باشید [گل]

نیکو

وووووووووووووووووووووااااااااااااااااااایییییییییییی.........جشنوارره....اسمش که میاد یاده اون سال مییوفتم.چقد خوش گذشت.......... .....زنده باد نسیم ......جای منم خالی کن ....[ماچ]

مهرنوش

ای بابا! این رفیق رفقای مام که بدتر از خودمون همه بریدن!

سپیده

خواهری خوشگلم........الهی بمیره خواهرت که اینقدر کار رو سرت ریخته........عوضش کلی فیلمم میبینی شیطون ها!!!!!!!!!! آره نیکو راست می گه یادش بخیر اون جشنواره سال 86 خیلی با حال بود خوش به حالتون میتونین برین جشنواره......... خسته نباشی خسته نباشی خسته نباشی گل من.......[گل][گل][گل]

رفیعی

رفیعی من هم با نوشته شما حال کردم یعنی نه اینکه خواندمش بلکه بلعیدمش . نگو فقط فلم بلعیدنی است گاهی نوشته ها هم بلعیدنی میشه