استوا

به قول سهراب عزیز این بار:

سفر مرا به زمین های استوایی برد....

 

استوا دیدنی بود...من تنها چند جای مختلفش رو تا به حال توی زندگی ام تجربه کرده بودم و این بار شاید چون تنهایی سفر کردم بیشتر به عمقش رفتم....

آرامش جادویی....نخل های کوتاه و بسیار انبوه...باران های سل آسا....و از همه مهم تر و دیدنی تر و قابل لمس تر ...حیرانی...جادو....بوی عود و هرآنچه که به درون آدمی مربوطه...

من عاشق و واله و دیوانهء سفرم...هرگز در زندگی هیچ چیز به اندازهء دیدن مکان های تازه و دوستی با آدم های جدید و تجربه مکان های جدید بهم لذت نمی ده....

با دوستی در همین سفر بارها و بارها تکرار کردیم:

Carpe Diem

Seize the Day

یعنی به قول خیام "غنمیت شمردن دم"....

در این سفر کارپه دیم رو واقعا تجربه کردم...

/ 9 نظر / 7 بازدید
یگانه

به به همیشه به سفر خانوم. اونم استوا. هیی مثل سفر نیست. انگار یه باری از دوش آدم برداشته می شه. یه عالمه کسالت و روزمرگی

مهر

بخوانید تا بدانید http://mehrname.zaminblog.com/

رز

وااااااااااای باورم نمیشه....من هم همیشه آرزوی سفر به استوا .قطب آمازون وتمام نقاط بکر این دنیا را دارم..ولی فعلا جور نشده... اونهم یک سفر واقعی نه مثلا الم شنگه گروه وتورو...سفری طولانی با آرامش وشبیه چیزی که تو نوشتی ای کاش بیشتر راجع به اونجا وحس ات ویا عکسهات می گذاشتی...ممنون به خاطر همه چیزهای قشنگی که با دیگران تقسیم میکنی

گولیا

[قلب] خوش به روزگار شما با این سفرهای استوایی و استثنایی..

تو ............پس کجاییییییییییییییییییییییی..............؟؟؟؟دوست خوبم

میثم

سلام وبلاگ خوبی داری خوشحال میشم به وب منم سر بزنی

تاراد

سلام نسیم جان[گل] واقعا تنهایی سفر میکنی عزیزم خوش بگذره الهی عید داره میاد به من یه سر بزن حرفهایی برات دارم. نظر یادت نره خانمی