دکتر قاضی زاده

۱

نمايشگاه کتابه ...خوب اينو ديگه همه می دونن...قطعن هم کسايی که اهل وبلاگستان هستند تا الان يه دو باری حداقل پاشونو اونورا گذاشتن........به هر حال هيچوقت نمی شه از حال و هوای خوب و گول زننده نمايشگاه کتاب که به تو اين حس رو القا می کنه که عجب آدم با شعوری و آکادميکی هستی گذشت......پس به خاطر تجربه دوباره اين حس و کسب اعتماد به نفس کاذب بد نيست سری بزنين.....

۲

کتاب سنگی برگوری جلال آل احمد بالاخره منتشر شد...اونم بعد از اينکه ۲۷ سال توقيف بود...اين کتاب در مورد تمام جزئيات بچه دار نشدن جلال و همسرش سيمين دانشوره...(حالا فهيمدين برای چی توقيف بود؟ راحت شدين؟ بله) من اينجا نسخه اينترنتی سنگی بر گوری رو براتون گذاشتم که بدونين من چقدر واقعا آپ تو ديتم!!!!. بعد از خوندنش يا حتی قبل از اون هم می تونين نقدی که روی اين اثر نوشته شده رو بخونين....اصلا خوندن اين داستان رو از دست ندين.

۳

خدا وکيلی ساعت زيستی من درست حسابی کار می کنه...فکر می کنم بايد خارجی باشه....فکر کنين يه عالمه روز تا ساعت ۱۱ بخوابين...بعد يه روز از صدقه سر نمايشگاه با زنگ ساعت ۸ پاشين....بعد فرداش بدون اينکه ساعت کوک کنين...يه ربع به ۸ پاشين...به خودم اميدوار شدم کلی! فکر کنم ماهيتم داره عوض می شه

۴

روز پنجشنبه...آقای دکتر قاضی زاده استاد روزنامه نگاری که از صدقه تشابه فاميل ايشون با من و بابام و جد و آباد و....روزی نيست که از من اين سوال پرسيده نشه که :«ببخشيد شما با آقای قاضی زاده نسبتی دارين يا نه» و من هم اگه احساس کنم اينجا لازمه نسبتی داشته باشم نفی نکنم................يه سرمقاله بسيار خوندنی رو به زبان طنز در مورد بزرگداشت روزنامه نگاری نوشتن که بد نيست بخونينش.......اگه خواستين اينجا کليک کنين.

/ 9 نظر / 5 بازدید
مريم

سلام نسيم جون....به جای ما هم از نمايشگاه کتاب ديدن کن....ميبينم خدا را شکر کلی روحيت تغيير کرده.....بابا بی خيال دنيا.....قرار بود يه روزی يه سالی به ما سر بزنی بی معرفت....

مرضيه

نسيم جون ...همشهري ...به جاي من همسري به نمايشگاه بزن و اعتماد به نفس كاذب بگير.دودره بازي در نياري ها به جاي من اعتماد بنفس بگير.راستي من حوصلهي پسر بچه رو ندارم پس بچه ي من هم دختر ...پس نميشه بچم رو واسه ي بچت بگيري !!!! چه شير تو شيري شد!!!

sara

نسيم فکرش رو بکن. يک شب بشينی کلی با همسرت در مورد کتاب سنگی بر گور صحبت کنی وهر لحظه مشتاق تر از لحظه قبل برای خوندنش بشی و بنشينی شبها رو بشماری تا پنج شنبه بياد و بتونی بری نمايشگاه و اين کتاب رو بخری . بعد صبح که می يايی سرکار لينکش رو تو وبلاگ دوستت پيدا کنی . نمی دونی چه حالی می ده . مرسی .

آرتور

لازم نيست خودمو معرفي کنم. اينجا رو تصادفي پيدا کردم، از کامنتي که با اسم و مشخصاتِ کامل يه جايي گذاشته بودي... خوندنِ متن هات هم تيرِ خلاص بود که مطمئن بشم خودت اي. يادمه قديما کمي محتاط تر بودي؛ خوبه که ديگه نمي ترسي! راستي سيمسون کجاس؟ سيمسون بود؟ سامسون بود؟ چي بود؟ همون !

لیلی خامنه

اینجا را اول اینکه خیلی خیلی دوست دارم ،خیلی قالب جدید خوشگله ،‌بعد اینکه این کتاب جلال آل احمد را من نسخه اینترنتیش را مدتی است که خوندم ،‌از همین سایت ها گرفتم ، پیشنهاد می کنم چاه بابل را هم بخون خیلی خوشگله ،‌ در موردمقاله قاضی زاده هم باهات موافقم ، واقعا دلم می سوزه وقتی به افراد هم شغل خودم نگاه می کنم که بعد از ۴۰ سال سابقه هنوز اندر خم یه کوچه اند و یه ادم بی سواد با یک موبایل ویک شرکت چطور تا اخر عمرش می بنده .... به هر حال این مدلیه...... از حقوق همه دفاع کنی وقتی خودت فاقد حقوقی ...

مهرنوش

ايشالا با هيچ کدوم از اون آقاها نسبت نداشته باشی ؟ حالا داری ؟!

محمد جواد شکری

سلام....خوبی...ببخشيد شما با آقای قاضی زاده نسبت دارين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمايشگاه خوش بگذره.....