آخرین 2ی طلایی من...

چند روزی میشه که آخرین دوی طلایی سنم رو همراهی می کنم...هیچوقت حتی تو بدترین شرایط نبوده که تولدم برام مهم نباشه...سال دیگه برای همیشه این دو رو از دست می دم و صاحب یه سه می شم...حالا کو تا سال دیگه...

الان که دارم به موسیقی جادویی "در حال و هوای عشق" گوش می کنم(برای شما هم اینجا گذاشتمش) بسیار دلم گرفته...همیشه یک هفته مونده به این روز دلم می گیره تا چند روز بعدش...جالب اینجاست که همیشه هم یه عالمه چیز توی همین روزا واسه غصه خوردن پیش می یاد...توی این روز همیشه فکر می کنم توی زندگی ام هیچ غلطی نکردم و فقط حرفای بقیه توی اون شب یا اون روز باعث می شه که فکر کنم خیلی هم اینطوری نبوده...

از خدا می خوام که خوب باشه باهام....با همه چی...بعضی ها دوست دارن زندگی کنن و میمیرن...بعضی ها هم ....

/ 4 نظر / 4 بازدید
سپیده

سلام نازنین خواهر....... مرسی اومدی به وبم....عاشقتم + n[قلب][قلب] امیدوارم امسال که آخرین 2 پشته سنته جز بهترین سالهای عمرت بشه............. خواهر جون نازم اگه تو نبودی نمیدونم چی میشدم........ به اندازه همه تپشهای قلبم تا الان و تا آخر عمرم دوست دارم. اگه یه چیز باشه تو این دنیا که بابت از خدا ممنون باشم اونم اینه که تو خواهرمی....خواهر با وفامی........ تولدت مبارک[خجالت]

سپیده

سلام نازنین خواهر....... مرسی اومدی به وبم....عاشقتم + n[قلب][قلب] امیدوارم امسال که آخرین 2 پشته سنته جز بهترین سالهای عمرت بشه............. خواهر جون نازم اگه تو نبودی نمیدونم چی میشدم........ به اندازه همه تپشهای قلبم تا الان و تا آخر عمرم دوست دارم. اگه یه چیز باشه تو این دنیا که بابت از خدا ممنون باشم اونم اینه که تو خواهرمی....خواهر با وفامی........ تولدت مبارک[خجالت]

مريم

جاي هيچكس را هيچكس ديگر نمي تواند بگيرد..... نسيم جون ... عزيزم بازم تولدت مبارك..............مبارك مبارك مبارك[گل][گل][گل][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

نیکو

میدونم دیر دارم میگم اما تولدت مبارک عزیزم.........از یه چیزی سر در نمیارم اصلا...اینکه چراااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اینکه چته؟ اینکه واسه چی بلاگت این روزا نسبت به ارشیوت ,غموک شده؟؟؟چرا ؟؟به خاطر تموم شدن دوهای زندگیت نیس.نه؟بیا و یه کاری کن ,بیا و عین قبل شو..... .....خبببببببببب؟؟؟؟؟[ابرو][گل]