هر روز که با اتوبوس ميام...يه آقای جوونی هست که دقيقا اين ديالوگ رو می گه:

سلام خانوما...خانومای مهربون...مهندسم....ولی اسکاچ می فروشم....کار که عار نيست هست؟؟؟ به ناموس مردم که نگاه نمی کنم... معتاد که نشدم...سيمی ۲۰۰ معمولی ۱۰۰ چرخ زندگی منو بچرخونين که به دست شماست...ببينين من مهندسم و مجبور شدم که اين کار رو بکنم...اصلا هم ناراحت نيستم......

بعد همه ازش اسکاچ می خرن

بعد اونم با يک پوزخند درست حسابی موقع پیاده شدن رو می کنه به همه و می گه....آره مهندسم....مهندس اسکاااااااااااااااااچ...

و بعد فک همه می افته......

 

/ 10 نظر / 3 بازدید
yaloosh

آره نسيم منم ديدمش خيلی باحاله.....

لیلی

اره می دونی من چند ساله دیدمش ، همه جا هم هست باورت نمی شه ، مثلا من یه روز پارک شهر بودم سوار اتوبوس می شد ،‌پایین شهر بودی ، بود ، بالای شهر بود ، دیدی من نمی دونم چطوری هر روز داره چاق تر می شه ، وای خیلی باحاله ....... دیدی چه مدلی است ...... دیدی زنها چطوری پول شوهرشون را برای اسکاچ می دند ....... وای راست می گه ..... کلی تجدید خاطرات شد ........ تو نمی دونی از زمان دانشجویی ،‌من او را می شناسم ......

لیلی

راستی کلاه و شالگردن خریدی نسیم ، راستی نسیم فکر من مشغول شد تو هم فک من را پیاده کردی درباره این پسره حرف زدی .... این پسره بچه بود من می دیدیمش الان بزرگ شده ...... وای ها ها ها ها ها ها ها چقدر رفتم به اون دوره .... به خدا سوار اتوبوس می شدیم از این آکاردئونی ها ، مخصوصا می شستیم اخر اتوبوس بعد وقتی اتوبوس می لرزید همه ما مخصوصا بیشتر خودمان را تکان می دادیم و تبدیل می شد به عربی .... بعد زنها همه به ما چپ چپ نگاه می کردند مثل این بی جنبه ها ، دخترهای لش ، بعد این پسره می امد و ما در اتوبوس هر هر می خندیدیم بهش .... خیلی باحال بود ...

پنهان

جداً يارو هر روز همين كار و ميكنه و مردم هم هر روز ازش خريد مي كنن؟؟؟ طرف و بي خيال ، چه اتوبوس باحالي! احتمالا همه اون اتوبوس به احمدي نژاد رأي دادن!!!

هري هالر

ما از اين داستان و کامنت های لیلی و يالوش نتيجه ميگيريم که دنيا چقدر کوچک است.

مهدی

http://www.alexa.com/data/details/traffic_details?&range=2y&size=medium&y=p&url=persianblog.ir#top وبلاگ شما از پر بيننده ترين وبلاگها در اين سايت حساب شده. جالب است.

سايه

منظورتون از باحال چيه كه همه به كار بردين ؟؟ نكنه ... بي ادبا؟؟؟؟!!!!

من و آقامون

به اطلاع همه دوستان برسونم که من هم این یارو رو دیدم. البته نمی دونم همین بوده یا کس دیگه ولی در هر حال یک کسی بوده که می گفته مهندسه و اسکاچ می فروخته. البته من چن سال پیش دیدمش... در همین جا لازم می دونم یه شعری از خودم در وکنم و اون اینکه: هر آن کو خاطری مجموع و یاری نازنین دارد سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد الان آقامون داره حافظ می خونه و گیر داده به همین بیت و ...

گلاویژ

مهندس اسکاچ خيلی با حال بود. جمله آخرت از اون هم با حالتر.

behnoosh

سلام خيلی جالبه چون وقتی منم سوار اتوبوس ميشم می بينمش