كنسرو حرف هاي من
بی خوابی

الان دقیقا ساعت پنج و ربعه صبحه و بنده به اتفاق جمعی از همکاران در دفتر بولتن روزانه جشنواره فیلم فجر نشستیم و قراره تا نیم ساعت دیگه- البته اگه خدا بخواد- این شماره بره بیرون.....

خیلی خسته شدم و بسیار خدا رو شکر می کنم که در این ساعت و با این حجم کار...یک عدد دارت اینجاست تا بشه آدم شدیدترین خستگی های خودشو با پرتاب یه چیزی تو یه چیز دیگه ....خالی کنه....

فکر می کنم قیافه ام شبیه آل پاچینو شده توی فیلم بی خوابی...البته بدون عذاب وجدان...

از فردا جشنواره شروع می شه...الان چندسالی می شه که دیگه کارت جشنواره دارم و توی صف وای نمی ایستم...دقیقا واسه خاطر همینم هست که دیگه جشنواره مثه سابق بهم حال نمیده و دائم در حال تجزیه تحلیل کار کارگردانام....عشق نمی کنم مثل قبلا....علی السویه است....هیچوقت یادم نمی ره اون دو روزی رو که سه چهار سال پیش برای دیدن سگ کشی بیضایی توی صف چند تا سینما موندم...وبعدش دیدن اون فیلم چقدر بهم حال داد....

طبق جدول برنامه های جشنواره بیست و پنجم...می شه انتظار دیدن فیلم های خوبی مثل رئیس(مسعود کیمیایی)...خون بازی(رخشان بنی اعتماد)...اتوبوس شب(کیومرث پوراحمد)....و از همه مهم تر به نظر بنده سنتوری (داریوش مهرجویی) کشید...البته با اینهمه سر و صدای اخراجي های مسعود ده نمکی بدم نمی یاد اونم ببینم....

اینم برنامه کامل جشنواره فيلم

نه....هر چقدرم روده درازی کردم بولتن نرفته هنوز.....