كنسرو حرف هاي من
يک روز تو تاکسی

۰

بالاخره وبلاگ انگلیسی ام رو راه انداختم. می تونین اینجا ببینینش.

تاکسی ۱

همونطور که داشتم رادیو رو گوش می دادم... یه دختری زنگ زد به یه برنامه رادیویی گفت من زهرا طهماسبی هستم ۱۴ ساله  از تهران. سلام علیک کرد و بعد از مجری پرسید شما خوبین؟ مجری گفت من خوبم  شما چطوری ؟ اونم با تمام هیجانش گفت من عالی ام....

فکر کردم چند وقته نگفتم عالی ام؟

منظورم این نیست که عالی نبوده باشم...اتفاقا خیلی از این روزا عالی هم بودم...اما احساس کردم دنیای بزرگ ها یه جور دیگه اش...نمی گن عالی هستیم که مبادا تو چشم مردم بیان...مبادا کسی حسودی اش بشه و هزار چیز دیگه....

تاکسی ۲

گفتم: آقای محترم سر نواب تا پارک وی میشه ۳۵۰ تومن نه ۶۰۰ تومن.... 

راننده گفت: حرف نزن خانوم...این پولا خوردن نداره...

گفتم: من که یه تک تومنی هم بیشتر از این بهت نمی دم...

( بعد نگاه کردم به پولام دیدم فقط هزاریه و برگ برنده می یفته دست راننده. در همین حین راننده هم دائم حرف می زد. روی صندلی عقب کنار من یه دختر چادری نشسته بود.  )

راننده گفت: به اینم می گن خانوم به تو هم می گن خانوم؟ شما بگینن کرایه اش چنده؟

دختره محجوبانه گفت: ۳۰۰ تومن کرایه من می شه...نمی دونم مال این خانوم چند می شه!

گفتم : پیاده می شم نگه دارین. بفرماین

( بعد بهم چهارصد پس داد)

گفتم آقا حداقل صد تومن دیگه هم بدین اونوقت...

گفت : پیاده شو...

گفتم: تا حداقلصد تومن دیگه  ندی پیاده نمی شم.

 یه پامو گذاشتم بیرون...یه پام هم تو بود که رانندهه نتونه راه بیفته...

بعد گفت: بیا حیوون....خوب شد؟

منم بهش جواب دادم.

اما تمام مدت راه تنم می لرزید....حسابی پشیمون شدم که سر ۲۰۰- ۳۰۰ تومن اینقدر بحث کردم...اونم در حالی که داشتم می رفتم دانشگاه تا شهریه همیشه گرون دانشگاه آزادو واریز کنم.

تاکسی ۳

به اینا می گن جارچی...یا همون خط نگه دار...اینا شغلشون همینه که داد بزنن تا مسافرا بیان سوار شن...از طرفی نمی ذارن ماشینای دیگه بیان تو اون خط مسافر سوار کنن....یه جورایی زورگیریه دیگه. اما خوب ما همه راضی هستیم...هر خطی که می ریم بهش صد تومن می دیم...در هفته هر ماشینی بهش ۵ هزار تومن می ده که ماها ۳۰ تا ماشینیم...یعنی در ماه می شه ۴۵۰ هزار تومن....شغلش اینه دیگه....

فکر می کنم که حالا هی برو درس بخون ...درس بخون...درس بخون....هی برو کار بکن...کار بکن...کار بکن....