كنسرو حرف هاي من
۱۸ تير

ياد تمام چاهار پنج سالی که تو کوی دانشگاه تهران زندگی کردم به خير....روزهای پرشوری که همه تو تب و تاب اصلاحات و اتفاقات بعد از دوم خرداد دست به هر کاری می زدن....ياد ۱۸ تير به خير  و ياد سالگردهای ۱۸ تير....يادم می ياد از شب ۱۸ تير هر سال شلوغی ها شروع می شد.... بچه ها تشت های حموم رو بر می داشتن...می يومدن روی بالکن اتاق ها و شروع می کردن به شعار دادن....دخترها فقط توی اون خوابگاه پنج هزار نفر بودن.....پسرا چهارده هزار نفر....

تا اينکه کاری کردن که امتحانای پايان ترم خيلی زودتر از ۱۸ تير تموم بشه تا بچه ها زودتر برگردن شهرستان....و هيچوقت ديگه هيچ جا شلوغ نشه و از تشت ها فقط توی حموم استفاده شه....

۱۸ تير برای من و بچه های اونروزا فقط يه روز به يادموندنی نيست.... غير از اينکه خاطره روزهای خوش دانشجوئيه....خاطره ای تمام و کمال از روال تغيير رويه ايران اين چند ساله است....از اون سال های پرشور تا الان....از اون سال هايی که دانشجو معنی ديگه ای داشت تا الان که دانشجو شده همين دانش پذيرهای شيرينی پزی و دريانوردی در کوه دانشگاه جامع علمی کاربردی.....از اون سال هايی که وزير به خاطر حقوق دانشجوش کنار می رفت.... 

ياد ۱۸ تير به خير.....

راستی هنوز که هنوزه کسی واقعا نمی دونه چرا اونروز اين طوری شد..؟ !