كنسرو حرف هاي من
از رفتن...

۱

الان حدودا ديگه يک ماهی بيشتر می شه که رفته....هنوز هم نمی خوام باور کنم که رفته....بعد از هفت سال.....نه بعد از يک هفت سال معمولی...بعد از هفت سال زندگی که فوق العاده بود...خوش بود...عالی بود و حتی يک لحظه اش هم بدون اينکه عشق پشتش باشه نگذشت....اون چيزی که دو تا آدم از درک می تونن تصور کنن ...توی رابطه ما به صورت کامل اتفاق افتاد...

شايد دروغ نگفته باشم که در طول اين هفت سال کمتر از هفت بار دعوا کرديم....هنوز که هنوزه باورش برام سخته.....هنوز تا اسمش رو ميارم زرتی اشکم در مياد...شايد واسه همينه که اسمشو نمی يارم....

می گن که خوش به حالتون که توی اوج از همديگه جدا شدين....اين بهترين شکلشه....من می گم اصلا چه لزومی داشت؟...ما که چيزی کم نداشتيم...ما داشتيم زندگيمونو می کرديم....زندگی با تمام مختصاتش.....

از روزی که رفته يه ليوان آب خوش از گلوی من پائين نرفته....رفتنش روی همه چی تاثير گذاشته....حتی روی رفتارام با بقيه....بخشی از آرامشم گم شده...بخش عمده ای از حرف هايی که ديگه زده نشده و توی گلوم مونده....

کی می خواد بفهمه اصلا من چی می گم....؟ حتی نزديک ترين آدما هم نفهميدن...برای همه انگار يه اتفاق قابل انتظار بوده که خوب اين دو تا بايد يه روزی جدا می شدن و حالا اين روز الان رسيده....

گور بابای منطق....دو سال پيش وقتی ديگه از خوابگاه بيرون اومده بوديم...خونه رو گرفتيم...با هم رنگش کرديم...چيديمش...با عشق دو سال توش زندگی کرديم...واسه هر چيزی که از در و ديوارش آويزوون کرديم...ساعت ها فکر کرديم...حالا......مگه می شه به اين خونه جور ديگه ای نگاه کرد؟ ازش بدم اومده...همه جاش می گه...

- سلام نسيم جانم....پا شدی...ببينمت...ظهر شده ها...لوس شدی ها...پاشو....بگو غذا چی دوست داری؟.....

- نسيمم سلام....من دارم از سرکار ميام دنبالت...بريم سينما؟ بعدشم تا خونه پياده بريم و حرف بزنيم؟

داره بدجوری بهم سخت می گذره.......کی  می دونه اينکه آدم از تو بشکنه..خراب شه...بريزه ... يعنی چی؟

اون می گه...ببين اگه توی ايران نبوديم...می شد تا آخرش با هم می مونديم...اما اينجا نمی شه....چاره ای نيست جز ازدواج......اگه واسه خودت هم زودتر پيش می يومد همين کار رو نمی کردی؟ نمی رفتی؟

بعد از تحرير: اين يادداشت تنها برای آزی ...بهترين و صميمی ترين دوستم نوشته شده....ظاهرا بعضی از دوستای خوبم نگران شده بودن...از اون لحاظ !!!! نگران نباشين...از اون لحاظ....مرسی......

۲

شمارش معکوس شروع شده....۳۰...۲۹....۲۸ روز ......