كنسرو حرف هاي من
 

آخرين کلاس دانشگاه هم تموم شد....چه زود اين يک سال و نيم گذشت....از ترم ديگه درگير پايان نامه می شم....هور اوم نمی شه که دلخوشی عصرهای سه شنبه رو ندارم....

همه ما يه زمانی می فهميم پشت ميز و نيمکت نشستن....همکلاسی داشتن...انتظار زنگ تريح...حرفهای يواشکی گوشه کتاب ها....دويدن برای رسيدن سر کلاس....پوشيدن لباس های نو و پز دادن به همکلاسی ها.....مسخره کردن استادها....ضايع کردن هم سر کلاس ها.....رد و بدل کردن جزوات(اين يکی رو به خدا من نداشتم....)....استرس شب های امتحان و ليست نمره های پشت شيشه....................................يه عالمه لذت دست ندادنی ديگه.........

ياد همشون به خير.......................