| كنسرو حرف هاي من |
![]() |
|
|
۱ اگه با يکی پدر کشتگی داری...بگو خوش به حالش..... ۲ ۳ همه اينا رو گفتم که بگم کمتر پيش اومده توی زندگی ام از آدمی به اندازه...فرزاد حسني.... اين آقای مجری گوگوری مگوری تلويزيون که ابروهاشو معلوم نيست پيش کدوم آرايشگر خبره برمی داره و آيه و حديث می خونه رو می گم..........وقتی جلوی صفحه تلويزيون ظاهر می شه...حقيقتا اجدادمو ياد می کنم ..............اصلا نمی دونم چرا با اينهمه تنفر اسمشو آوردم توی وبلاگم.......البته اصولا می گن که بد کسی رو نگين خدا سرتون می ياره............!!!! فکرشو بکنين......فرزاد حسنی.................. ۴ ۵ پاورقی ۱۰ روز بعد از نوشتن.....: به من ايراد گرفته شده که چرا دلايل تنفرم رو از فرزاد حسنی ننوشتم؟؟؟خوب ديگه اينم يه جورشه! من از اين آدم بدم می ياد چون فکر می کنه هر کلمه ای که از دهنش در مياد نقل و نبات و در و گهره....چون فکر می کنه جواب های وقيحانه ای که می ده جثورانه اس....چون فکر می کنه فقط يه مجری توی دنياس و اون هم اين گل پسره....چون فکر می کنه خيلی جذاب و البته زيباست...و....فکر کنم واسه متنفر بودن از يه آدم همين دلايل کافی باشه نه؟؟؟ |
||
|
|