كنسرو حرف هاي من
 

حتما شما هم تو سريال های خارجی بارها بارها ديدين که وقتی دارن سرکار با تلفن حرف می زنن...انگار پليس دنبالشون افتاده...هم کسی که داره با تلفن حرف می زنه به اين سرکار بودنش توجه داه و هم اونطرف خط اين موضوع رو درک می کنه...

اما همه ما ساعات هايی در روز رو به حرف زدن های تلفنی اختصاص می ديم که اغلبشون هم سرکاره و اغلبشون هم طولانيه و اغلبشون هم شخصيه و اين وسط همه بقيه رو می پيچونن که دو کلمه بيشتر با نوه عمه باباشون در مورد اينکه چرا ديشب سر سفره خاله مادربزرگشون يه خورش بود جای دو تا خورش حرف بزنن....

امروز در حاليکه به شدت عجله داشتم تا برسم خبرگزاری ...مجبور بودم که سر راه به يه آژانش قطار سر راهم هم سر بزنم تا برای رفتن به عروسی داداشم بليت بگيرم و دقيقا خانم مسوول اين کار بيست دقيقه تمام بی خيال همه شد و ريلکس به تلفنش ادامه داد و کوچکترين وقعی به نوچ و نيچ بقيه هم ننهاد!!!

اين که نشد سيستم...