| كنسرو حرف هاي من |
![]() |
|
|
عمرن که وبلاگ نويس هايی شوت تر از ما پيدا کنين.....امروز هم يکی به اين حلقه احمق ها وارد شد...در واقع به زور واردش کرديم.... می گم شوت چونکه آدم وبلاگ رو می نويسه که مثلا بقيه بيان ببينن و از نظرات بی بديل و بی نظير و بی حد و حساب شما عنصر موثر بشريت استفاده کنن نه اينکه پاشن برن بالای سر همديگه بگن ...سلام يلدا...آپ توديت کردم ها...الو مريم سلام ...به روز شد...ليلی چرا نظر ندادی؟ چرا کامنت نذاشتی؟ و البته اونا هم دقيقا به همين شکل.... به قول اون ....شماها خيلی بچه اين...و بعد هم با يک ژست منتقدانه ادامه می ده: واقعا خيلی وبلاگاتون شخصيه...اه اه ...پيف پيف... بگذريم ...ما امروز به اين نتيجه رسيديم که نمی شه که مريم وبلاگ نداشته باشه...بعد همین جا مجبورش کرديم که بياد وبلاگ باز کنه...اما ظاهرا مريم خارجيه چون آدرس وبلاگش رو يه چيز عجيب غريب گذاشته...اگه الان اينجا کليلک کنين ...اين آدرس مسخره رو می بينين..ولی به هرحال گناه داره ...براش تو رو به حضرت عباس کامنت بذارين..شده الکی برين وبلاگشو بازو بسته کنين مشتری هاش زياد بشه...اين کارو بکنين... آخرين خبر خوشمزه: دلستر ليمويی قديمی شده...آناناس و هلو خيلی خوشمزه تره... راستی ...اون خيلی سرش شلوغه...کاراش زياد شده ...اما هيش کدومش باعث نشده که من هر روز نبينمش ...هر روز شده يه سر کوچولو بهم نزنه...طفلکی اين چند روزه فرصت نکرده به خودش برسه...اما حالش خوبه..اگه من اذيتش نکنم... |
||
|
|