كنسرو حرف هاي من
نه بابا اونجوريا هم که فکر می کنی نيست!

۱

متن و همه چیز متن در مجموع همون تیتره اما باطنش حاوی مطالبی است!!!! از جمله اینکه اونروز من به دیدن اون دوستم بعد از ۱۰ سال رفتم و حقیقتا کمترین حرفی باهش نداشتم....با یه بچه به بغل اومد و در تمام این سال ها هیچ گونه غلطی در زندگیش نکرده بود و درسشم نیمه کاره ول کرده بود و دغدغه ذهنی اش این بود که چقدر پدر شوهرش مردخوبه که به مادرشوهرش پول می ده و میگه برو واسه خودت خرید کن!

نه...واقعا دوباره این جمله رو بخونین! «برو واسه خودت خرید کن!!!»

الان می تونم ساعت ها و سطرها در مورد این جمله بنویسم ها! اما خیلی کار مزخرفیه!

فقط یه چیزی تو مایه های جمله حکیمانه این پست که دلیل نوشتن اونم بود...اینکه عمر هر دوستی رو خود اون دوستی مشخص می کنه و به ضرب و زورب خاطره و شاطره نمی شه نگهش داشت!!!!

خلاصه که...

نه بابا...اونجوریا هم که فکر ی کنی نیست.....

۲

جشنواره فیلم امسال مزخرف ترین و بی چیزترین جشنواره ای بود که در طول زندگیم دیده بودم...به خصوص در بخش افتضاحات می تونم اشاره ای به «پای یک زن در میان است» و «آواز گنجشک ها» داشته باشم. اما در ان بین  از «کنعان» و «به همین سادگی» بدم نیومد....

اما اینو کاملا صادقانه می گم که اونایی که جشنواره رو ندیدن...هیچی رو از دست ندادن...