كنسرو حرف هاي من
عالی ام

۱

اینروزها عالی ام

انگار نه انگار که زنده ام....شاید هم از هر وقتی زنده ترم...راحت بی خیال می شم....راحت خوشحال می شم...راحت می گم گور بابای هر چیزی که می خواد ناراحتم کنه....

وسط اینهمه چیز می دونم احمقانه است اگه بگم چی دلم می خواد؟

راستش دلم می خواد فیلم سنتوری رو دوباره ببینم....امشب هی رفتم توی انواع و اقسام جاها عکساشو یافتم...حیفه شما هم نبینید...پس اینجا رو کلیک کنید...

اما تا دلتون بخواد...این چند وقته خوندم و خوندم و خوندم...اونم با ولع...گاهی برای آشنایی مثل دوره کردن تمام آثار و کتاب های مصطفی مستور و گاه برای حال کردن مثل خوندن داستان کوتاه های ریموند کارور....

عالی ام...

آلبوم سنتوری رو با صدای چاووشی گوش می کنم و می گم : بذار همه بگن خیلی خالطور گوش می کنم...بذار همه بگن اه اه پیف پیف...عجب موسیقی نویس املی....

دلتون خوش...سرتون سلامت اینقدره بی خیالم که اگه یکی تا خود صبح بیاد بگه خیلی جوادم...ککم هم نمی گزه..
اینم یه بخشی اط شعرش:

« رفیق من سنگ صبور غم هام.... به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم...چه دنیای رو به زوالی دارم...

تنها یکی سنگ صبور....خونه سر و سوت و کور

اما تو کوه درد باش.....طاقت بیار و مرد باش»

عالی ام.....

چون فقط خدا می دونه چقدر کار نکرده دارم و دارم اینطور ریلکس وبلاگ نویسی می کنم....شما می بودین عالی نبودین.....

تا دلتون بخواد فیلم می بینم...هر شب...هر روز...فیلمهای عالی ....عالی هم نباشن من به خودم می گن عالی بودن....

حتما می دونین که دلیل عالی بودن چیه ؟ نه؟

به سیم آخر زدن.....خسته شدن....بی حوصلگی.... توی غم فرو رفتن....

۲

اگه دلتون می خواد توی یه مسابقه داستان کوتاه شرکت کنید...روی این کلیک کنید...به نظر میاد آدم حسابی ها برگزارش می کنن....