كنسرو حرف هاي من
در جستجوی یک جای امن

1

آه از اسباب کشی....آاه...کلا تمومی نداره...الان یه بیست روزیه که به طرز فجیعی درگیرشم...و واقعا حتی نمی تونم حدس بزنم که کی تموم میشه؟ واقعا کی تصمیم داری تموم بشی؟ یه جوری ادامه دار شده که یواش یواش داره باورم می شه که کلا کار و زندگی جز دیدن نقاش و نصاب و لوله کش و ...ندارم...ای بابا

2

من همیشه ماه رمضون رو دوست داشته و دارم اما بدجوری جای ربنا خالیه...

...................................

................

ربنا رو هم ازمون گرفتن...چه بی خیال شدیم ما....

3

بی خیال نباشیم چیکار کنیم؟


 

رفتم از شهر خیالات سبک بیرون.....