كنسرو حرف هاي من
جویدن خرخره

١

کلا دیدین یه وقتایی -معلوم نیست که به چه دلیلی- اما دلتون می خواد خرخره یکی رو بجوین؟ چنان برافروخته می شین که اصلا و ابدا معلوم نیست به چه دلیلی؟ هی با خودت ی گی :"آخه چه مرگم شده؟ چمه؟" بعد با خودت فکر می کنی...می گی :"آها...حتما فشار فروخورده روزهای قبل بوده که رو هم تلنبار شده حالا یهو خودشو یکجا نشون داده" باز با خودت می گی خب یعنی چی؟ چرا الان؟ چرا اینقدر شدید؟ واقعا ماجرا چیه؟ ها؟

٢

خدا نکنه که از یه آهنگی خوشم بیاد...آخ آخ آخ آخ....بالای ٢٠٠ بار در روز  به مدت ٣ الی ۴ روز گوشش می دم و بعد که کاملا سیراب شدم میزارمش کنار! این شده زندگی ما! چند روز پیش هم این ماجرا برای چند دهمین بار اتفاق افتاد. من فکر می کنم همه آدما حالا با دوز بالاتر یا پائین تر اینجوری هستن...اما اینقدرشو نمی دونم....درباره من که فکر کنم ارثی بوده! چون دقیقا چنین رفتار افراطی رو در مادرم سراغ دارم. یادم می یاد از موسیقی فیلم سنتوری حسابی خوشش اومده بود و ریخته بودش تو گوشی موبایلش...مگه ول کن بود؟ اصلا براش مهم نبود که الان نشستیم مثل تو آژانس و راننده با خودش چی فکر می کنه؟؟ احتمالا چقدر غصه بخوره!

٣

بعضی وقتا چقدر خوبه خواب یکی رو که دوست داری ببینی...چقدر بعضی وقتا تو خواب خواستنی تر از بیداریه....نه؟ اون موقع چه حس خوبی داری وقتی که از خوب بیدار می شی....البته فقط تا چند دقیقه با بعدش این حسه بیشتر طول نمی کشه!!! خواب بوده دیگه به هر حال...