كنسرو حرف هاي من
چه حیف...چه باورنکردنی...

نوشتن و گفتن از رفتن خسرو شکیبایی...توی این روزایی که همه دارن با کلمه های قشنگ قشنگ و جورواجور ازش یاد می کنن...به نظر کار بیهوده ای میاد....اما نمی شه هم نگفت حیف...نمیشه هم که ننوشت...نمی شه هم دل نسوزوند....

اینقدر خاطره دارم از این آدم که دلم حتی حاضر نیست رفتنش رو باور کنه...مثه بعضی از آدمای خاصی که نزدیک ٧ ساله که رفتنو هنووز دلم ماجرای مرگشونو به شوخی و خنده و مسخره بازی طی می کنه تا نمیره....

صبح جمعه ای که تلفن خونمون با زنگ یک فیلمنامه نویس به صدا در اومد و خبر فوت هامونو داد...قطعا از اون صبحایی بود که آرزو می کنم دیگه هیچوقت پیش نیاد....

جالب اینجاست که فقط چند روز قبل این حادثه یهو دلم هوس دیدن هامونو ساعت ٢ نصفه شب کرد و نشستم یه نسخه وی اچ اس فاجعه رو با عشق هامون تا 4 دیدم....که چه حالی داد...یهو نه سالم شد...یهو تو سینما هویزه مشهد کنار بابام نشسته بودم و گیج می خوردم....

بهتره به جای خوندن جمله های الکن من که هیچ نمی دونن چه جوری حرف دلمو بزنن بخونین این یادداشت رضا کیانیان رو جمله ناب :"چه فایده که بگیم حیف شد" هادی مرزبان رو....و البته نوشته ترانه علیدوستی رو که زبان حال هم سن و سالهای ما از اون روزای خانه سبزه ...


چرا احمق می شویم؟!

۱

چرا در مورد هر چیزی که برامون تازگی داره موضع داریم....یه موضع خفن که اصلا نمی ذاره آدم آزادانه فکر کنه، تصمیم بگیره یا حتی از یه چیزی خوشش بیاد؟ چرا وقتی کسی از یه چیزی که ما خوشمون نمی یاد یا حتی نسبت بهش بی تفاوت هستیم، خوشش میاد...بهمون زور وارد می شه؟ واقعا این حماقت ها قراره تا کی و کجا ادامه پیدا کنه؟

خودم هم از این قافله جدا نیستم...اما حداقلش اینه که یا دارم سعی می کنم که کمتر ملتو سین جیم کنم....یا از وجود چنین اخلاق گندی در خودم آگاهم و بهش اعتراف می کنم...

یادم نیست از کی شنیدم اما واقعا هرکی بود حرف درستی می زد...می گفت: ما ایرانی ها یک اخلاق فاجعه داریم اونم گیر دادنه...همه به هم دارن گیر می دن....شوهر به زنش...مادر و پدر به بچه شون...رئیس به کارمندش...خلاصه همه به هم...

تصور من اینه که همین موضع داشتن در مورد هرچیزی که یا ازش بدمون می یاد یا نسبت بهش شناخت نداریم یا حتی اصلا بی تفاوت هستیم...باعث این گیر دادن می شه...انگار نه انگار که این وقتی که داره از ما می ره به اندازه دوزار ارزش داره....

۲

اگه دلتون می خواد یه بار دیگه خاتمی بیاد و رئیس جمهور بشه و حداقل از این وضعیت خفن و آبروی ریخته بین المللی ایران رو دربیاره.....برین اینجا و رای بدین...


فوتبالی هم که نباشی باز.....

١

تا قبل از اینکه من هم به جمع طرفداران سریال "Lost" اضافه بشم...حتی تصورش رو هم نمی کردم که اینقدر این سریال معرکه باشه.....اونقدری که رد عرض دوروز یک فصلش رو تموم کنم و الان بعد از دو هفته کل چهار فصلش تموم شده باشه...بدبدختی اینجاست که هنوز فصل پنجمش ساخته هم نشده!!!! اما شدیدا بهتون توصیه می کنم ببینینش...

محشره....

٢

آدم فوتبالی هم که نباشه این بازی های یورو ٢٠٠٨ نمی ذارن که نبینیشون....خدائی اش بازی کرواسی- ترکیه بازی عجیبی نبود؟ من که دلم می خواد ایتالیا بره فینال...اما از هلند بردن کار حضرت فیل هم نیست!!!!

٣

اینروزا با باشگاه رفتن های مداوم باز به این نتیجه رسیدم که کمتر چیزی توی دنیا به اندازه ورزش حال آدم رو سر جاش می یاره.....خدائیش حیف این روزای عالی و آفتابی نیست که بدون ورزش برن؟