| كنسرو حرف هاي من |
![]() |
|
|
گیر میاد اینروزا.......؟ ۱چیز زیادی برای گفتن نیست...چون گوش زیادی برای شنیدنش نیست...اگرچه من به کمترینش هم راضی ام.... توجه کردین وبلاگم مدتیه شده پایگاه اشک و آه و ناله! به هر حال اینم یه جورشه دیگه نه؟؟؟؟ همه این روضه های حضرت عباسو خوندم که بگم ....آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ .................... آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ که یه دوست.....یه دوست خوب و رازدار و وفادار چه سخت گیر میاد اینروزا....... گیر میاد اینروزا.......؟ کلی کار نکرده و دل گرفته و اعصاب داغون..... همین الانه که باید کلی انرژی داشته باشم....پایان نامه لعنتی رو زمین مونده.....اما باید بگم متاسفم.... چرا؟ من باید از کجا انرژی بیارم؟ ها؟ ۲ راستی روز چارشنبه که یه بارون معرکه زد...من کلی حالشو بردم هم از بارون هم از رانندگی با سرعت بالا تو اتوبان تهران-کرج....هرگز این لذتو اینطوری تجربه نکرده بودم.... تغییر مکان از دلداری شونده به دلداری دهنده! مطمئنم که برای شما هم پیش آمده که دلتون گرفته و دلتون می خواد که قشنگ بشینین و با یکی سر صحبت و در دل رو باز کینن.....یکی که خیلی بهتون نزدیکه...اونقدر نزدیک که می شه باهاش حرف زد و درد دل کرد.... بعد یکهو خیل باحال می شه.....یه هو به خودتون می یان و می بینین طرف نه تنها حال نداشته به حرفاتون گوش کنه...بلکه سریعا تغییر موضع داده و از دلداری دهنده به دلداری شونده تبدیل شده....اینجاست که آدم به قول معروف خیلی حالش عوض می شه....حالا خر بیار و باقالی بار کن....خودت انرژی ات در حد ملخ....اعصابت در حد تیم ملی...باید بیای و یکی دیگه رو هم با توپ پرش جمع کنی.... مسخره است.....یا به قول افراد تحصیلکرده....موقعیت واقعا تراژیک کمدی است! گذر از دلداری شونده به دلداری دهنده!!! مطمئنم که براتون پیش اومده....مگه نه؟ |
||
|
|