| كنسرو حرف هاي من |
![]() |
|
|
University برگه ها رو تصحیح می کنم...دائم اشتباه می کنم....به جای دو ...سه می دم...و به جای سه...چهار....بیشتر از حد زمانی که لازمه طول می کشه تا برگه های تستی رو تصحیح کنم....بالاخره تموم می شن...در حالی که هیچ کدوم از برگه ها بدون خط خوردگی تصحیح نشدن ...از همه مهم تر خودکار قرمز نداشتم...پس همه رو با صورتی تصحیح کردم.... شاید بیشتر از خود دانشجوها علاقه مندم که بدونم کی نمره اش بیشتر شده و کی از همه کمتر.... این هم فصل جدیدیه توی زندگی من....درس دادن توی دانشگاه....اداره کردن کلاس های ۴۰ نفره.....سر و کله زدن با بچه های شیطون.....ایستادن های ۳-۴ ساعته سر پا....جدی بودن....و خیلی کارهای عجیب و غریب دیگه....تازه بعد از سه چهار هفته یواش یواش داره لمش دستم می یاد.......تازه دارم می فهمم که چقدر سوالا هست که جوابشونو نمی دونم..... عطر سنبل عطر کاج قبلا ها هم یادم میاد که گفته بودم از خیلی چیزا عقبم....اینم یه مورد دیگه اش....فکر کنم یه دوسالی هست که کتاب عطر سنبل عطر کاج منتشر شده و همه در موردش نوشتن و نقدهای زیادی روش بود ...اونوقت من الان به همت مهرنوش...دوست روانشناسم در حال خوندن این کتاب عالی هستم... توی این کتاب می شه یک عالمه چیزایی دید که توی بیشتر کتابایی که توو ایران در میاد نمی شه دید....مثه راحتی...عدم ترس از ریختن کلاس و از بین رفتن اتیکت...استفاده از استعاره های صمیمی و کودکانه و خلاصه کلی خلاقیت... با توجه به اینکه نوع نگاه به نویسندگی خیلی جدیده.... بخونیدش....... |
||
|
|